تبلیغات
از تهران تا برکلی - دانشجو

خاطرات یک شریفی از زندگی و شریف و پروسه اپلای

دانشجو

نویسنده :پری
تاریخ:چهارشنبه 18 اسفند 1395-08:41 ق.ظ


اعتراف می کنم که دلم برا دانشجو بودن تنگ شده، اونم از نوع خوابگاهیش، اونم با دوستای خوبی مثل دوستای من. برای کاپوچینوهای بین کلاسا، برای وقتایی که سکه مینداخنیم تا ببینیم کلاسو بیخیال شیم یا نه ( انقدر سکه می نداختیم تا نتیجه مطلوب حاصل گردد)، برای کلاسای بزرگ و شلوغ ریاضی عمومی  و هوای خواب آورش، برای کارگاه های آخر روز که وقتی برمی گشتیم خوابگاه دیگه شب شده بود، برای تحویل پروژه های دیوانه واری که تا صبح واسش بیدار می موندیم، برای ورزش های فشرده تو بدنسازی تو ساعت ناهار، برا پیتزاهای گاه و بیگاهی که سفارش میدادیم و برامون تا دم خوابگاه میووردن و حتی تنبلیمون میشد تا دم در خوابگاه هم بریم و بگیریم، برای برف بازی های تو دانشگاه و تو خوابگاه، حتی برای امتحانای لامصب میان ترم، حتی برای جزوه گرفتن . حتی برای شبای پر استرس امتحان و رفع اشکالای دور همیش، برا تا صبح بیدار موندن و با هم اتاقیات فیلم دیدن، برای پچ پچ های تلفنی نصفه شبی هم اتاقی ها با دوست پسراشون، برای خدا خدا کردن اینکه کلاس تموم شه و تو بزنی بیرون تا بری ببینیش، حتی برای دعواهای احمقانه ی اینکه نوبت کیه ظرفا رو بشوره، برای اینکه دونفر باشین ولی تو دوران امتحانا غذای 5 نفرو که خوابگاه نیستن از سلف بگیرین و با غذای بدمزه ی سلف یه دلی از عزا در بیارین،برای چرت رفتن های سرکلاس، برای سالن مطالعه و فیزیک خوندن و نت های رو میز، برای اولین درسی که افتادم، برای هم اتاقی بودن با بهترین دوستت، برای پایان نامه کارشناسی داشتن با بهترین دوستت، برای کاراموزی با بهترین دوستت، برای کنکور ارشد خوندن با بهترین دوستت، برای کلاس کنکور رفتن با بهترین دوستت، و اینکه خدا رو شکر کنی که چقدرشانس باهاتون یار بوده که تونستین این همه وقت با هم باشین، برای غمی که تو دلم نشست وقتی فهمیدم دانشگاه های ارشدمون فرق می کنه...

 

آره...خیلی دلم برای دانشجو بودن تنگ شده...از نوع کارشناسیش ولی. از اون نوعی که همه اش دوستی بود و تجربه، و دنیا جایی بود پر از فرصت های جدید...ارشد پیشکش.

 



نوع مطلب : درهم نوشت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 11:10 ب.ظ
Hello my family member! I wish to say that this post is amazing, great written and come with almost all important infos.
I would like to look more posts like this .
نماینده رسمی الکسا در ایران
دوشنبه 30 اسفند 1395 02:06 ق.ظ

www.iAlexa.ir

افزایش بازدید سایت شما
افزایش بازدید وبلاگ شما
افزایش بازدید ورودی گوگل

به همراه سیستم رایگان کسب درآمد از بازدید !

www.iAlexa.ir
آرزو
پنجشنبه 26 اسفند 1395 03:47 ق.ظ
آره به نظر منم هیچی دوستی های دوره لیسانس نمیشه... همه اولینا از اون روزا شروع شد...چقدر زود گذشت
a_girl
سه شنبه 24 اسفند 1395 03:12 ب.ظ
حالم از دوران دانشجوییم به هم میخوره و خوشحالم که داره تموم میشه.
یه سوالی؟ من 15 دسامبر اپلای کردم و تا الان یه ریجکت برام اومده و بقیه ی دانشگاه ها هم هیچی. به نظر شما من ریجکت شدم؟ دیگه امیدی نداشته باشم؟
پاسخ پری : نه ریجکت رو حتما یه جوری اطلاع میدن. صبور باش، شاید تو لیست انتظار باشی.
Aaron
چهارشنبه 18 اسفند 1395 09:38 ب.ظ
"آره...خیلی دلم برای دانشجو بودن تنگ شده...از نوع کارشناسیش ولی"
اینو خوب اومدی.حالم داره بهم می خوره از ارشد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.